صوت و تصویرفرهنگسلامتاجتماعیعلم و دانشبین المللمنطقهترکیهایرانصفحه اصلی

واقعیت های ناگفته کودتای ناموفق

25-07-2016 15:29


 بارزترین واقعیت کودتای 15 جولای که توسط مردم شکست خورد، حمایت آمریکا از آن بود. دلیل این هم اقدامات ترکیه در جهت استقلال است. ایالات متحده که در مدت زمان نامشخص بودن نتیجه کودتا اظهارات مبهمی را مطرح می کرد، بعد از شکست کودتا دستور "رفتار در چارچوب حقوق با کودتاچیان" را صادر کرد. ما این را آخرین بار در انقلاب مصر از زبان شاه عبدالله، پادشاه سعودی شنیده بودیم. شاه عبدالله گفته بود "با مبارک رفتار خوبی داشته باشید!" کسانی که برای گولن، شخصی که دخالت بارز در کودتا دارد، دلیل می خواهند، آیا تا به امروز در محاکمه چند مذهبی مظلوم به دنبال دلیل رفتند؟ یک قدرت بیشتر از این نمی تواند طرف خود را آشکارا بیان کند. عاقلانه ترین نقش آمریکا در کودتا این بود که به کودتاچیان نشان داد جو بیرون از ترکیه مناسب این حرکت است. آمریکا، این را تا حد ممکن انجام داد. تا حدی جلو رفت که بچه توی کوچه نیز می گفت "دیگر کار این دولت تمام شده است!" در نتیجه فقط این قدر توانست موفق شود.
دومین واقعیت این کودتا این است که گروه گولن که به مدت سی سال در خدمت آمریکا است، پیشرو در این کودتا بود ولی تمام شرکت کنندگان در کودتا عضو این گروه نبوده اند. گروه گولن به محض اینکه متوجه شدند جو بیرون مناسب است، حرکت خود را در داخل آغاز کردند. چونکه این گروه هرگز داخل را قبول نداشت. همواره یقین داشت که به اندازه ای بزرگ است که هر آنچه آمریکا بگوید می تواند انجام دهد. از رفتار ضد اردوغانی آمریکا در دوره اخیر جسارت گرفت، فرماندهان داخل ارتش از جمله سرهنگ ها را همراه خود کرد. با حس انتقام برای مردمی که در دو سال گذشته هیچ رحمی به این گروه نداشتند، در 15 جولای تانک ها را روانه خیابان ها کرد. ولی مردم به خیابان ها آمدند و وی را از انجام این حرکت پشیمان کردند. این واقعیت ها با تمام ابعاد گفته و بررسی شد.
ولی این کودتا واقعیت هایی را داشت که مطرح نشد:
1- اقشار اسلامی ترکیه که گروه گولن سال ها برای ایجاد درگیری بین آنها فتنه انگیزی کرد، متحد شده و جلوی این کودتا را گرفتند. از هر گروه اسلامی یک یا چند شهید از این کودتا به جا مانده است.
إن شاالله کسانی که سال ها اتهاماتی مثل "اهل بدعت" را روانه برادران خود کردند، از آنها فاصله گرفتند، آنها را به غیرفعال بودن در زمینه های اسلامی متهم کردند، به خوبی دیدند که این اتهامات درست نبوده و از طرف انگلیس برای به جان هم افتادن مسلمان ها مطرح شده است.
برادران اهل تصوف تو که تو آنها را فاصله گرفته از سیاست و غیر فعال میدانی، در کنار تو و در بعضی جاها جلوتر از تو، الله اکبر گویان در مقابل سربازان مسلح ایستادند.
و ای برادر اهل تصوف من! برادر تو که تا دیروز تو را نمی فهمید و تو هم آن را درست نمی فهمیدی و حتی بعضی وقت ها بهش توهین می کردی در کنار تو ایستاد و مبارزه کرد، در کنار تو ایستاد و نماز خواند.
این واقعیت که متعلق به ما است، چیزی است که بخش مهمی از جهان اسلام از آن سر در نمی آورند. ما نمی توانیم بر علیه یکدیگر حرف بزنیم. این سرزمین، خط مقدم است. همه ما موظف به این هستیم که در یک نقطه آن سنگر بگیریم. حتی فاسق هایی که در خط مقدم قرار می گیرند نیز به بودن در راه خدا متمرکز می شوند.
2- قشر عظیمی (در ترکیه) وجود دارد که با وجود اینکه سبک زندگی غربی دارد، ولی خود را هرگز در جبهه غرب نمی بیند. این قشر گرچه همانند غربی ها می خورند و زندگی می کنند ولی وقتی بحث اسلام و غرب مطرح می شود، در صف اسلام هستند. اینها خود را مسلمان می بینند و از هیچ اتفاق ضد اسلامی حمایت نمی کنند.
غرب از مدت ها قبل به دنبال جذب این قشر بود. در این راستا از یک طرف به دنبال جذب آنها به تفکر خود بوده، از طرف دیگر برای تمایل آنها به میانه روهای متحد غرب تلاش می کرد. برای موفق شدن در یکی از این دو گزینه از گروه های تکفیری استفاده می کرد. غرب به آنها می گفت "ببینید! این اسلام است. آیا شما این را می خواهید؟" این گونه سعی در متقاعد کردن این قشر داشت. در مقابل نیز تکفیری ها این قشر را متهم به "مسلمان نبودن" می کرد. طبق این نقشه در نتیجه این قشر به فکر سیاسی غرب تمایل پیدا کرده، غرب در مقابل اسلام برتری پیدا کرده و بعد از آن با انتخابات همواره بر جهان اسلام حکومت می کرد.
این، نقشه آنان بود. این نقشه در جاهای زیادی به کار رفت. در جهان عربی اسلامی و در شبه جزیره هند، این قشر به سمت غرب کشیده شد.
در ترکیه به این کار موفق نشدند. بخش عظیمی از این قشر نه در فکر خود، غربی شدند و نه در کنار گروه های میانه رو! مثل گروه گولن قرار گرفتند. این قشر در روزهای گذشته در کنار خواهران چادرپوش و برادران ریش بلند خود قرار گرفته و با کودتا مخالفت می کنند. کسانی که آنها را تکفیر کردند موفق نشدند. بلکه کسانی موفق شدند که آنها را به زندگی اسلامی تر دعوت کرده اند. و ثمره آن را نیز گرفتند.
3- ملی گرایی در جهان اسلام همواره به عنوان یک حرکت غربی نمود پیدا کرد. امروز ملی گراها در جهان عربی اسلام، به جز بخش کوچکی از آنها، بزرگترین متحدان غرب هستند. با وجود تمام تلاش های اخوان مسلمین، این قشر همچنان معتقد هستند که همکاری با غرب با ملی گرایی عربی که پایه و اساس ضد عثمانی بودن را شکل می دهد، لازم است. به همین دلیل زیر پرچم ملی گرایی عربی با غرب همکاری می کند. این وضعیت، در دوره آخر قشر ضد اخوانی در مصر را قدرتمند تر کرده است. بخش مهمی از خانم های محجبه که در صف کودتاچیان قرار گرفتند متأسفانه از قشر ملی گرایی بودند. امروزه بخش مهمی از همراهان سازمان آزادی بخش فلسطین به رهبری محمود عباس نیز از همین قشر تشکیل می شود.
قشر ملیگرا-پان ترک در ترکیه تا گرچه تا کودتای 28 فوریه (1997) همواره می لنگید، گرچه وضعیت همچنان در شهرهای ساحلی متفاوت است ولی به سمت ضد غربی کشیده شده است. در کودتای اخیر، بخش عظیمی از آنها به خیابان ها آمدند و رنگ خود را در میادین نمایان کردند. با وجود اختلافات گفتاری با اسلام گرایان، یکپارچه در مقابل کودتا ایستادند.
این موضع گیری در پیشگیری کودتا جایگاه خاصی دارد.
4- قشر دیگری وجود دارد که با اینکه تفکر غربی دارند اما به دلیل عکس العمل ضد آمریکایی خود و با دیدن نتایج فاجعه بار کودتا برای ترکیه، در کنار مردم قرار گرفته و با کودتا مخالفت کردند. بخش اول این قشر به خصوص داخل ارتش جایگاه مهمی دارند که برای متوقف کردن کودتاچیان از آن تا آخر استفاده کردند. بخش دوم هم در رسانه ها از لحظه اول کودتا هر آنچه در توان داشتند، گذاشتند.
در صورتی که هیچ کدام از عناصر ذکر شده نادیده گرفته نشود یا درباره آنها غلو نشود، إن شاالله کودتاچیان هرگز موفق نخواهند شد.
اما واقعیت های دیگری نیز هستند:
1- آموزش و پرورش، یک کارخانه ایجاد آدم های با کیفیت است. این کارخانه، رنگ آینده را مشخص می کند. کارخانه ایجاد آدم های با کیفیت از دوران حزب آنا وطن (از اوایل دهه 80 میلادی) در اختیار گولن فتح الله گولن قرار گرفت. اخراج گولن از مقام ریاست این کارخانه، فقط خلع این مقام است. خلع مقام در آموزش و پرورش، به تنهایی دوای هیچ دردی نیست. بعد از خلع باید به دنبال ساختن رفت. این ساختار یک اشتباه مهندسی را نمی پذیرد.
2- اولین زمین برای کسانی که می خواهند به ترکیه حکومت کنند، منطقه جنوب شرق(کردستان ترکیه) است. اینجا یک زمین تمرین است. گولن ابتدا در پروژه بزرگ کردن قدم به قدم پ.ک.ک. برای امتناع از قدرت گرفتن اسلام گراها در منطقه (کردستان) قرار گرفت. در آن روز هیچ کس صدای کسانی را که چهره واقعی آنها را نمایان می کردند، نشنید. امروزه همان شخص با بزرگ کردن زمین بازی به تمام ترکیه، در نقش پیشگیری حکومت اسلام گراها در ترکیه قرار گرفته است. حتی در نقش اول بازی می کند.
امیدوارم از امروز وقتی مردم منطقه (کردستان) بگویند "امروز نوبت ما، فردا نوبت شما" شنیده شود. امیدارم این همه مصیبت برای عبرت گرفتن کافی باشد. آنها(کودتاچیان) دیروز در لباس وطن دوستی ظاهر شدند و شما باور کردید. اگر فردا روزی یک بار دیگر به آنها گوش فرا دهید، ممکن است بدتر از امروز شود.

Haberleri Paylaşarak Bilgiyi Anında Arkadaşlarınıza Ulaştırabilirsiniz.