صوت و تصویرفرهنگسلامتاجتماعیعلم و دانشبین المللمنطقهترکیهایرانصفحه اصلی

سرزنش: آیا مسلمانی در دنیا هست؟

30-03-2016 16:03


 سؤال عجیبی هست، مگر نه؟ معنی این سؤال در واقعه بدین شکل است: آیا در دنیا هیچ حکومت، جماعت، جمعیت، گروه یا حزبی هست که تمام مسلمانان در "مسلمان بودن" آن اتفاق نظر داشته باشند؟ این سؤال را چند روز پیش در یک شبکه اجتماعی پرسیدم. گفتم اگر هست، بگویید. همه بالاتفاق گفتند که نیست. یعنی تمامی مسلمانان بالاتفاق معتقدند که مسلمانی در جهان وجود ندارد.
درست است که نزدیک به دو میلیارد نفر در کره زمین خود را مسلمان می دانند. ولی اگر فقط به دانستن باشد، اگر اشتباه نکنم مسیحیان و یهودیان نیز معتقدند که بهشتی واقعی خودشان هستند. یعنی معتقدند که مسلمان هستند.
در دنیا گروهی را نمی شناسم که بگوید ما تکفیری هستیم. هیچ کسی خود را تکفیری نمی داند. حتی گروه هایی که متهم به تکفیری بودن می شوند، قطعاً کتاب هایی درباره تکفیر نوشتند و یا مقاله های زیادی را منتشر کردند.
قسمت جالب این است که کسانی که متهم به کافر بودن می شوند، کسانی هستند که به اسلام خدمت می کنند. بیشتر از همه اسلام گرایان، اسلام گرایان را تکفیر می کنند. مثلاً برای بعضی ها صوفی ها، برای بعضی ها احزاب، برای بعضی ها شیعه ها، برای برخی افراطی ها، برای برخی سنی ها و برای برخی نیز سلفی ها کافر هستند. آیا به غیر از اینها کس دیگری باقی می ماند؟
شاید هم قشری که کمتر از همه تکفیر می شود، مسلمانانی هستند که کاری به اسلام ندارند. مسلمانانی که کمترین نگرانی در قبال اسلام ندارند یا به خاطر نادانی یا اینکه اهمیتی بدان ها داده نمی شوند، از تکفیر شدن رهایی می یابند. مردی را می بینید که نماز نمی خواند، الکل مصرف می کند، روزه نمی گیرد، زکات نمی دهد ولی اسمش مسلمان است و وقتی از او پرسیده می شود، می گویند "الحمدلله مسلمانم". می گوید "آن قدر به اسلام احترام دارم که شب جمعه سر نکشم". من تا بحال ندیدم کسی بدین راحتی به این افراد بگوید کافر. حتی می گویند اینها گنهکار های امت هستند! می گویند اگر اینها نباشند شفاعت رسول الله (ص) نصیب چه کسانی خواهد شد!
جالب تر از آن، شیخی است که شیعه ها را تکفیر می کند. در نظر این شیخ، یک مسلمان مذهبی که شیعه ها را تکفیر نمی کند از یک استاد مارکسیست خطرناک تر است. کسانی هستند که از پخش انجیل در دیاربکر توسط کره یی ها نگران نمی شوند ولی از شیعه شدن یک آدمخوار در آفریقا هراس دارند. آیا این به این معنی نیست که مسیحی شدن یک شافعی خطرناک تر از شیعه شدن یک آدمخوار در آفریقا است! اینها شوخی نیستند بلکه مسائلی هستند که با آنها مواجه می شویم. نمونه های مشابه را می توان افزایش داد.
در بین مسلمانانی که تکفیر می شوند، کسی را پیدا نمی کنید که هیچ یک از اصول دین یا اصول ایمان را رد کند. به نظر من دلیل تکفیر این است که هر کدام در رد اصولی که به این اصول اضافه کردند. والا تکفیر کسی که فقط یکی از شرایطی را که خداوند و پیغمبر(ص) برای مسلمان بودن کافی می دانند، رد کند، هیچ مشکلی ندارند.
یک چنین مسأله ای هست که گفته می شود: دو تا دوست مهمان یک نفر می شوند. صاحب خانه به دنبال آماده کردن سفره برای مهمانان خود است. به محض اینکه یکی از مهمانان برای رفع نیاز خود بیرون می رود، صاحب خانه از مهمان دیگر می پرسد که "این دوستت چگونه آدمی است". مهمان می گوید که "او یک حیوان است". یک مدت می گذرد. آن مهمان بر می گردد و آن یکی می رود. صاحب خانه همان سؤال را از مرد دیگر می پرسد و همان پاسخ را دریافت می کند. بعد از مدت کوتاهی صاحب خانه سر سفره خوراکی هایی می آورد که خوراک حیوانات است. آنگاه این دو دوست متوجه می شوند که چه اشتباهی کردند.
امروزه این سؤال چه با صدای بلند و چه در درون انسان همواره در ذهن خود می رسد. چرا مسلمانان در سراسر جهان این قدر بیچاره هستند؟ چرا همواره اشک و خون زیاد در جهان اسلام ریخته می شود؟ مگر نه این است که خداوند ولی و دوست مسلمانان است. آیا دوستی این گونه باید باشد؟ پس رحمت، نصرت، مرحمت و شفقت او کجاست؟ پس چرا خداوند به بندگان مؤمن خود رحم نمی کند؟ تقصیر بچه ها، کودکان، بندگان عاجز چیست؟
آیا با نگاه به بالا پاسخ این سؤال ها مشخص نمی شود؟ اگر مسمانان به مسلمانی یکدیگر شهادت دهند و نه به کفر یکدیگر، آیا خداوند آنها را فراموش می کند؟ آیا این، در شأن خداوند است؟

Haberleri Paylaşarak Bilgiyi Anında Arkadaşlarınıza Ulaştırabilirsiniz.